پنجشنبه، مرداد ۰۸، ۱۳۹۴

سانسور استالینی اینترنت در بخش فارسی صدای آمریکا

سانسور استالینی اینترنت در بخش فارسی صدای آمریکا
Stalinist Internet Censorship at VOA Persian Service
دوستان عزیز،
سالهاست مقالاتم را به آدرس ایمیلی دوستانم در صدای آمریکا، ارسال می کنم چه پیش از آنکه آنجا کار کنم، چه زمانی که آنجا کار می کردم و چه بعد از آن. درباره بخش فارسی صدای آمریکا و عملکرد مدیریت جدید آن در 3 سال اخیر که آنجا را از محیطی ژورنالیستی به محیطی پلیسی و امنیتی تبدیل کرده اند، بطور مفصل بحث شده است (1).
امروز مطلع شدم بخش فارسی صدای آمریکا به گوگل گزارش داده که ایمیلهایم به دامنه اینترنتی آن سازمان اسپم است و از گوگل خواسته هر ایمیلی را که من به دامنه "وی او ای نیوز دات کام" ارسال کنم، خود گوگل متوقف کند و برگشت بزند. قابل ذکر است که صدای آمریکا سالهاست خبرنامه اش را به لیست های ایمیلی آپت-اوت نیز ارسال می کند. اقدام اخیر بخش فارسی صدای آمریکا دیگر اوج اقدامات استالینیستی سانسور اینترنت توسط مدیریت کنونی بخش فارسی صدای آمریکا است. این مدیریت حق ندارد ریاست تلاشهایی را که آمریکا برای بهبود حقوق بشر دز ایران انجام می دهد در دست داشته باشد، چه خود آنها بیش از هر مؤسسه فاشیستی، سانسور و بلوک اینترنتی نسبت به کاربران خود، اعمال می کنند.
دیگر وقت آن رسیده که ما مردم ایران اعلام کنیم این مدیریت بخش فارسی صدای آمریکا باید فوراً عوض شود. همچنین ضروری است که سریعاً با همه مؤسسات اینترنتی نظیر آیکان، گوگل، یاهو، ام اس اِن، فیسبوک و توییتر تماس بگیریم و اعلام کنیم که خود بخش فارسی صدای آمریکا سر دسته سانسور کنندگان اینترنت است و باید در لیست سانسورکنندگان اینترنت قرار گیرد.
سی و شش سال است مردم ایران علیه تمامیت خواهی مبارزه کرده اند و این دسته از مدیران صدای آمریکا که در ظاهر از وجود شخصی من اظهار بی اطلاعی می کنند اما مخفیانه مشخصاً نام مرا برای سانسور به گوگل می دهند، اگر قدرت سیاسی را در دست داشتند، نظیر هیتلر و استالین دستور اعدام مخفیانه مرا صادر می کردند. اینان می خواهند درس دیالوگ با مخالفان را به دیگران بدهند. ننگ بر این مدعیان دروغین حقوق بشر. اینها از من وحشت ندارند بلکه از حقیقت وحشت دارند همانگونه که فاشیستها می خواهند همه آنان را که به بیان حقیقت می پردازند، ساکت شوند.
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
هشتم مرداد ماه 1394
July 30, 2015
پانویس:
1. بحث هایی در مورد صدای آمریکا
Discussions about VOA

متون برگزیده



Stalinist Internet Censorship at VOA Persian Service
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/967-sedaye-amrika-english.htm

سانسور استالینی اینترنت در بخش فارسی صدای آمریکا
http://www.ghandchi.com/967-sedaye-amrika.htm
 
Dear Friends,
 
For years I have emailed my articles to my friends at Voice of America whether before the time I worked there, or when I worked there and also afterwards. The practices of VOA Persian Service's new management of the last three years has changed the journalistic atmosphere of that organization to a security and police type environment, and it has all been extensively discussed (1).
 
Today I was informed that VOA Persian Service has reported to Google that my emails to their domain are spams and they have asked Google to stop and bounce any emails I send to "voanews.com" domain. It is noteworthy that VOA itself has been sending emails to opt-out lists for years. The latest action of VOA Persian Service's new management is the peak of their Stalinist Internet censorship. This management has no right to head the efforts of United States for improving human rights in Iran, since they themselves, more than any fascist organization, exert censorship and Internet blocking towards their own employees.
 
It is time that we the Iranian people announce that the management of VOA Persian Service must immediately change. It is also necessary that we contact all Internet organizations like ICANN, Google, Yahoo, MSN, Facebook, and Twitter and inform them that VOA Persian Service itself is a leader in Internet censorship and Internet blocking towards its own users.
 
It has been thirty six years that Iranian people have been fighting totalitarianism and this group of VOA managers who pretend as if they do not know about me, yet in secret give specifically my name to be censored by Google. If they had the political power, just like Hitler and Stalin would issue a death sentence by firing squad for me. These people want to teach others about dialogue with opponents. Shame on these liars who pretend to be proponents of human rights. They are not afraid of me, they are afraid of the truth, the same way all fascists want to silence those who tell the truth.
 
Hoping for a democratic and secular futurist republic in Iran,

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
July 30, 2015

Footnotes:
 
1. Discussions about VOA
 
بحث هایی در مورد صدای آمریکا
 
 
 

 
Featured Topics
http://featured.ghandchi.com 


 

 
 

سه‌شنبه، مرداد ۰۶، ۱۳۹۴

سایت آینده نگر ایرانسکوپ به روز شد

http://www.iranscope.com/




سایت آینده نگر ایرانسکوپ به روز شد
http://www.iranscope.com

آیا فعالیت فردی برای یک آینده نگر حدی دارد؟

https://sites.google.com/site/futuristparty/
آیا فعالیت فردی برای یک آینده نگر حدی دارد؟

http://iranscope.blogspot.com/2015/07/blog-post_69.html

شخصاً سالهاست بعنوان یک آینده نگر فعالیت می کنم و بنظرم حد توان و تأثیرگذاری در زمینه های مختلف علمی، سیاسی و اجتماعی برای هر فردی، متفاوت است.

اما دلیل اینکه در فضای ایران شخصاً به هیچ حزبی احساس تعلق نمی کنم این نیست که فکر کنم چنین کاری از حد کنونی توانم یا تأثیرگذاری ام کم می کند. حتی اگر به حزب معینی تعلق داشتم، با داشتن احساس نزدیکی به احزاب دیگر هم مشکلی ندارم و قرار نیست عضو حزب معینی بودن به معنی دشمنی ورزیدن با احزاب و سازمانهای دیگر باشد. اتفاقاً اگر حزب آینده نگری در صحنه سیاسی ایران وجود داشت که با درکم از پلاتفرم آینده نگر (1) در عصر کنونی برای ایران نزدیک بود مطمئناً به آن ملحق می شدم و حد تأثیر گذاری ام بر وقایع ایران افزایش می یافت نه آنکه فکر کنم از آن می کاهد.

البته کسانی هم هستند که فکر می کنند همیشه کار فردی درست است و فعالیت حزبی را نادرست تصور می کنند و بویژه تجربه حزب توده در ایران باعث چنین نگاهی به فعالیت حزبی شده در صورتیکه مثلاً تجربه حزب دموکرات در آمریکا از بدو تأسیس توسط توماس جفرسون تا کنون چنین نبوده و گرچه دو حزب اصلی در آمریکا امروز هست اما کسی از حرب دیگر و کلاً از حزبی بودن نفرت ندارد.

برخی در میان روشنفکران ایران با هر حزبی مخالفند. البته این حق هر کسی است که نخواهد عضو حزبی باشد یا نه، اما متأسفانه برخی متوجه نمی شوند که به حد فعالیت خود بعنوان یک فرد رسیده اند و چون نمی توانند حزبی را بپذیرند یا در تأسیس حزب مورد نظر خود مؤثر باشند، به خود و دیگران در حل مسائل جامعه ایران، لطمه وارد می کنند. به قول معروف وقتی سلمانی ها کاری ندارند سر یکدیگر را می تراشند. البته مشکل در اینجا کاری نداشتن نیست چرا که جامعه ایران واقعاً نیاز به راه حل های سیاسی دارد اما مشکل اینجا است که بسیاری از ما دیگر به حد خود بعنوان یک فرد رسیده ایم و بیشتر بقول معروف داریم درباره ناف خودمان مدیتیت می کنیم و  دعواهای بی حاصل نتیجه این واقعیت است.

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران
سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com 
ششم مرداد ماه 1394
July 28, 2015

پانویس:
1. پلاتفرم پیشنهادی حزب آينده نگر
http://www.ghandchi.com/348-HezbeAyandehnegar.htm

Futurist Party Platform
http://www.ghandchi.com/348-HezbeAyandehnegarEng.htm
فدرالیسم در برنامه پیشنهادی حزب آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/754-federalism-va-iran.htm

Federalism in the Platform of Iran's Futurist Party
http://www.ghandchi.com/754-federalism-va-iran-eng.htm 

کامنت مرتبط
بحثی در مورد مسدود کردن های سایتها در بالاترین تخت عنوان کپی کارhttps://www.balatarin.com/permlink/2015/7/28/3923154#c-6549757
دیروز می خواستم این مقاله را از سایت تدارک برای حزب آینده نگر درج کنم اما بالاترین بطور اتوماتیک گفت که آن سایت کپی کار است و استاپ کرد. آن سایت را 15 سال پیش درست کردم که نظرات مختلف در مورد طرح پیشنهادی برای حزب آینده نگر را بحث کنم و تا به حال هیچ بحثی از دیگران در مورد آنچه درج کرده ام دریافت نکرده ام که برای درج باشد اما کم کم دارد پیشرفتهایی حاصل می شود. البته این کارها طول می کشد و کسانیکه با تاریخ شکل گیری احزاب آشنا هستند می دانند. اما اصلا چنین سایتی قرار است نظر های جدی در این مورد را درج کند یا به قول دوستان کپی کند و کسانی هم که آن نظرات را در چنین سایتی می خوانند می دانند که کاری جدی است که درج شده و نظیر هزاران گروه و حزبی نیست که امروز اعلام وجود کردند و فردا فراموش شدند. اگر دوستان با چنین مفهومی آشنا نیستند خوب است که نظیر اسپم کنترل یا سیستم مسدود کردن سایتها در جمهوری اسلامی کار نکنند و اقلا سؤال کنند. این لینک منظورم است
 https://sites.google.com/site/futuristparty

متون برگزیده


ایرانسکوپ#
#iranscope

دوشنبه، مرداد ۰۵، ۱۳۹۴

آیا چنین رفتاری با یک نوزاد غیرانسانی نیست

آیا چنین رفتاری با یک نوزاد غیرانسانی نیست
http://iranscope.blogspot.com/2015/07/blog-post_49.html


لطفاً بخش دوم سریال جدید "تنهایی لیلا" را در تلویزیون ایران نگاه کنید و از خود بپرسید که آیا چنین رفتاری با یک نوزاد، غیر انسانی نیست؟ ممکن است گفته شود که این اعتقادات مذهبی مردم است. مگر قربانی کردن دختر باکره در پایان تمدن آزتک اعتقاد مذهبی مردم آن سرزمین نبود. اما آیا چنان رفتارهایی به دلیل آنکه اعتقاد مذهبی آن مردم بود، از سوی بشریت متمدن قابل قبول بود؟ 

به دقیقه 21:40 ویدیو زیر بروید و خود قضاوت کنید:



منبع:

سریال تنهایی لیلا قسمت 2
لطفاً به دقیقه 21:40 بروید
 https://www.youtube.com/watch?v=lExqHTpXVVg
 





ایرانسکوپ#
#iranscope

دوشنبه، تیر ۲۲، ۱۳۹۴

آمریکا اولین سری از جنگنده های « اف – ۱۶ » را به عراق تحویل داد

عراق اولین اسکادران جنگنده های اف-۱۶ آمریکایی را تحویل گرفت
http://iranscope.blogspot.com/2015/07/blog-post_79.html


منتشر شده در 13-07-2015 ساعت 16:05

خبرگزاری رویترز به نقل از دفتر حیدرالعبادی، نخست وزیر عراق، گزارش داد که چهار فروند هواپیمای « اف – ۱۶» بعدازظهر دوشنبه (۲۲تیرماه) در پایگاه « بلد» در شمال بغداد فرود آمد.

عراق چند سال پیش ۳۶ هواپیمای « اف- ۱۶» به ارزش حدود سه میلیارد دلار به کمپانی لاکهید مارتین آمریکا سفارش داد اما به دلیل وضعیت امنیتی عراق و حملات گروه خلافت اسلامی، تحویل آنها به تعویق افتاد.

تحویل جنگنده های « اف – ۱۶ » به عراق همزمان است با آغاز عملیات دولت بغداد برای بیرون راندن نیروهای داعش از استان انبار.

منبع:
http://goo.gl/3rDSsW
 

 
ایرانسکوپ#
#iranscope

جمعه، خرداد ۲۲، ۱۳۹۴

مهندس کورش زعیم:معصومه مصدق آخرین قربانی قتل های زنجیره ای؟

مهندس کورش زعیم:معصومه مصدق آخرین قربانی قتل های زنجیره ای؟
http://iranscope.blogspot.com/2015/06/blog-post_13.html
 
معصومه مصدق در آخرین سفرش از امریکا به ایران چند بار به خانه ما آمد. ما محرم رازش بودیم. آن روزها خیلی نگران و در ترس بود. می گفت هر بار که به خانه می رود چیزی دست خورد یا جابجا شده، پنجره بسته باز شده، صندوق مدارک پدربزرگش جابجا شده، صندلی یا میزی جابجا شده. شب که پنجره اتاقش را می بندد، بامداد پنجره باز شده و گاهی شبها صداهای ناشناس از بیرون پنجره اش به گوش می رسد که انگار افرادی در رفت و آمد هستند. می گفت می ترسد در آن خانه بخوابد.

شب آخر زندگیش به خانه ما آمده و شام را با ما بود، عکس بزرگ و منحصر به فرد پدربزرگش، دکتر محمد مصدق، را در قاب خاتم کاری شده برای من آورد. گفت پدرش، دکتر غلامحسین مصدق، به او گفته بوده که پس از مرگش آن قاب عکس را به کورش زعیم برساند. من یکروز که در خانه دکتر غلامحسین خان میهمان بودم، این قاب عکس را در کنار یک قالیچه ریزبافت هم اندازه آن که تصویر مصدق را داشت روی دیوار اتاق پذیرائیش دیده بودم. من به شوخی به دکتر غلامحسین خان گفتم: "من یکی از اینها را می برم! یکیش مال من است!" او با خنده گفت: "مگر من مرده باشم!"

آن شب معصومه، که پدربزرگش او را بسیار دوست می داشت و وی را "سوسو" می خواند، خیلی تشویش داشت. می گفت می ترسم به خانه ام بروم. پدرش خانه را به نام او کرده بود. ما گفتیم همینجا بمان. گفت نمی توانم چون در هر حال باید به خانه بروم. ما گفتیم تا بازگشتت به امریکا همینجا بمان. دلیل ندارد که با تشویش و ترس در خانه خودت بمانی. سوسو سرانجام تصمیم گرفت برود به خانه خودش.

فردای آن شب، در ساعت ۱٠ بامداد چهارم اردیبهشت ۱۳۷۷، بختیار سرایدار خانه، به من زنگ زد و سراسیمه با صدایی دردآلود گفت: "آقای مهندس، خانم را کشتند، خانم را کشتند!" من که شاهد کشتن های دولتی زیادی در جمهوری اسلامی بوده ام، ناباورانه از او توضیح خواستم کدام خانم را، کی؟ چگونه؟ او شرح داد که خانم صبح در اتاق خوابش را باز نمیکرد. او به نیروی انتظامی زنگ زده بوده و آنها وقتی آمدند و در اتاق را باز کردند، سوسو خانم را دشنه آجین شده غرق در خون یافتند. انگار او را اول کتک زده و زخمی کرده و بعد با طناب خفه کرده بودند. می گفت، "حالا آقای مهندس من چکار کنم؟ شما می آیید اینجا؟ ولی نیایید. نیروی انتظامی اینجا را قرق کرده..." روز بسیار بدی بود. همه این قتل های دولتی اعضای خانواده من و دوستان نزدیکمان جلوی چشمم رژه می رفت: سید حسن زعیم، دکتر حسین فاطمی، کریمپور شیرازی، سیامک زعیم، داریوش فروهر، پروانه اسکندری، جواد شریف، شمس الدین امیرعلایی و اکنون معصومه مصدق. هنوز پرویز ورجاوند نرفته بود.

اداره آگاهی شمیران من را احضار کردند که به عنوان دوست نزدیک خانواده و مقتول دیدگاهم را ابراز کنم. می دانستم که می خواهند فرافکنی کنند.

منیع:

ایرانسکوپ#
#iranscope

شنبه، خرداد ۱۶، ۱۳۹۴

شادی صدر: آتنا یک مثال نقض است

شادی صدر: آتنا یک مثال نقض است
http://iranscope.blogspot.com/2015/06/blog-post_77.html
 

----
12 سال و 9 ماه حبس برای آتنا فَرَقدانی؛ آتنا که در قاب یک عکس موبایلی با کیفیت پایین، اینطوری جلو در دادگاه انقلاب تهران می ایستد و علامت پیروزی نشان می دهد. او را از فیلمی می شناسم که در آن آزار جنسی و هتک حرمت توسط زندانبانان زن بند 2الف، جایی که هنوز هم در آن زندانی است را روایت کرده بود. بر این باورم که آتنا نه فقط به خاطر نقاشی نمایندگان مجلس یا پست های فیس بوکی، چنین حکم سنگینی گرفته است، بلکه مهمترین "جرم" او، در مملکتی که مطالبه حق، می تواند "جرم" باشد، دادخواهی و عمومی کردن دادخواهی با انتشار آن فیلم است.
آتنا، از خیلی جهات، یک مثال نقض است. مثال نقضی برای همه ویژگی های کلیشه ای که در مورد نسل آتنا، ورد زبان و لقلقه ذهن ها شده است: اینکه نسل جوان، زندگی را به زندان، اعتراف را به مقاومت، و اصلاح طلبی را به رادیکالیسم سیاسی ترجیح می دهند. آتنا، اعتصاب غذایش واقعی بوده است، تا به حال و علیرغم همه فشارهای اطلاعات سپاه، از حرفش کوتاه نیامده و به وضوح، هر جایی که نوشته و حرف زده، سیاست رادیکال خود را ابراز کرده است. آتنا خیلی وقتها مرا یاد زندانیان سیاسی دهه 60 می اندازد. 


12 سال و 9 ماه حبس برای آتنا، به خاطر همه چیزهایی است که آتنا هست و خیلی از ما نیستیم.

لینک ویدئوی دادخواهی آتنا فرقدانی:
https://www.youtube.com/watch?v=Ybx0HE7ykt8

ایرانسکوپ#
#iranscope

چهارشنبه، آبان ۱۴، ۱۳۹۳

آلترناتیو با طرح قانون اساسی تعریف می شود

آلترناتیو با طرح قانون اساسی تعریف  می شود
سام قندچی

روز گذشته در پی همایش وحدت اپسدا و سجا گفتگویی میان سه تن از رهبران جمهوریخواهان سکولاردموکرات ایران برگزار شد. دکتر اسماعیل نوری علا، سخنگوی جنبش سکولار دموکراسی ایران (1)، در این گفتگو به درستی به موضوع قانون اساسی اشاره کرد (2).

موضوع قانون اساسی سالهاست در اپوزیسیون بحث می شود اما عملا تلاش ها نیمه کاره مانده به رغم آنکه چندین نفر از حقوقدانان پرتوان ایرانی در خارج حضور دارند. اگر پیش از انقلاب 57 همه نیروهای اپوزیسیون طرح های خود را برای قانون اساسی آینده ارائه کرده بودند، بعد از انقلاب یکباره قانون اساسی تازه همه را غافلگیر نمی کرد. به هر حال امروز وضع چگونه است:

1. اصول گرایان و بخش قابل توجهی از اصلاح طلبان از جمله سید محمد خاتمی جمهوری اسلامی را آنگونه که هست قبول دارند گرچه ممکن است در برخی نکات جزئی خواهان تغییراتی در قانون اساسی باشند اما کل قانون اساسی فعلی که شامل ولایت فقیه می شود مورد پذیرش آنهاست.

2. بخش اعظم اصلاح طلبان جمهوری اسلامی خواستار اصلاح قانون اساسی فعلی و بویژه از بین بردن نظارت استصوابی شورای نگهبان و حتی حذف ولایت فقیه هستند. نواندیشان دینی نظیر اکبر گنجی که لزوماً خود را اصلاح طلب نمی دانند، چنین دیدگاهی دارند. اکثر نیروهای دیگر سیاسی نیز چنین اصلاحاتی را به وضع فعلی ترجیح میدهند.

3. مجاهدین خلق خواستار لغو قانون اساسی فعلی هستند. قانون مورد نظر آنها گرچه با قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی تفاوت خواهد داشت اما مذهب رسمی در آن اسلام است. اینکه برای مجاهدین موضوعاتی نظیر حجاب نیز در حوزه قانون اساسی تعیین می شود روشن نیست.

4. نیروهای پادشاهی خواه ایران خواستار لغو قانون اساسی فعلی هستند. نیروهای پادشاهی خواه خواستار احیا پادشاهی پهلوی می یاشند. در قانون اساسی قدیم ایران اسلام مذهب رسمی است. بنظر می رسد اکثریت پادشاهی خواهان امروز با تعیین مذهب رسمی در قانون اساسی موافق نیستند و در نتیجه قانون اساسی مورد نظرشان نمی تواند قانون اساسی دوران پهلوی باشد.

5. اکثربت جمهوری خواهان سکولار ایران خواستار قانون اساسی تازه اند. این نیروها انتخابی بودن عالی ترین مقام کشور یعنی رییس جمهور را اصل می دانند و خواستار قانون اساسی سکولار برای آینده ایران هستند.

آشکار است که پنچ جریان بالا نمی توانند با هم سازمان سیاسی بسازند چون در اصل شکل قدرت در جامعه با هم تفاوت اساسی دارند. اما می توانند با هم ائتلاف های سیاسی و تشکیلاتهای حقوق بشری و خبری درست کنند.

آنچه برای کل جامعه ایران و نیروهای سیاسی اهمیت دارد این موضوع است که دوباره پس از سالها تلاش آنها باعث بقدرت رسیدن برنامه سیاسی دیگری نظیر ولایت فقیه نشود و بعد خود را سرزنش کنند که از اساس با قانون تازه مخالف بوده اند و سرشان کلاه رفته است. راه پیشگیری از چنین وضعی تدوین طرح قانون اساسی روشن از سوی هر کدام از این نیروها از همین امروز است و مسلماً کسی که از هر نیروئی دفاع کند آگاهانه از قانون اساسی اعلام شده آن جریان دفاع کرده و نه آنکه در شرایط عجله بعد از تحول تازه رأی آری و نه به قانون اساسی به وی تحمیل شذه باشد (3).

در چند سال اخیر طرح هایی ارائه شده اند اما متأسفانه به روشنی هر جریان، طرح قانون اساسی مورد نظر خود را ارائه نداده است. امید است که گفتگو های فعلی جمهوریخواهان سکولار دموکرات به تدوین قانون اساسی مورد نظر این جریان بیانجامد. همچنین جریانهای اصلی پادشاهی خواه نظیر شورای ملی و حزب مشروطه نیز بتوانند به طرح قانون اساسی مورد نظر خود دست پیدا کنند (4).

مطمئناً روشن بودن طرح های قانون اساسی آینده، همکاری و اتئلاف نیروهای مختلف جنبش سیاسی را در زمینه های مختلف حقوق بشری و خبری میسر می کند، و در آینده نیز راه را برای مشارکت در تشکیل دولت های ائتلافی هموار خواهد ساخت.

 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
سیزدهم
آبان ماه 1393
November 5
, 2014
 
پانویس:
 
1.جنبش سکولار دموکراسی ایران
 
2. گفتگوی احمد تقوایی، امیرحسین گنج بخش و اسماعیل نوری علا
http://www.youtube.com/watch?v=oz61A8LxHA4
 
 
3. قانون اساسي جديد- رفراندوم ترقي و تحجر
http://www.ghandchi.com/364-ConstRef.htm
 
4. قانون اساسی ايران
 
 
 
متون برگزیده:
 
 
ایران#
#iran
iranscope@
ayandehnegar@
ghandchi@

جمعه، آبان ۰۹، ۱۳۹۳

نقدی بر اپوزیسیون درباره جنگ A Critique of Iranian Opposition about War

نقدی بر اپوزیسیون درباره جنگ
سام قندچی
 
A Critique of Iranian Opposition about War
 
متأسفانه اپوزیسیون ایران هنوز به مسأله جنگ نظیر نیم قرن پیش می نگرد یعنی تصمیم گیری در مورد جنگ بر مبنای تقسیم جنگها به "عادلانه" و "غیرعادلانه." آنچه نیروهای مترقی در آخرین سالهای جنگ سرد به آن دست یافتند دیدن جنگ بعنوان ارثیه دوران توحش است. در آن سالها دیدگاهی که بشریت با خود از جنگل حمل کرده، یعنی "فرار" یا "درگیری" در موقع مواجهه با خطر، دیگر کنار گذاشته می شد و به جای آن اقدام به حل و فصل اختلافات از طریق گفتگو مدنظر قرار می گرفت. تشکیلات "فراسوی جنگ" در سالهای 1980 بر اساس همین نگرش شکل گرفت که در مورد آن مفصلا بحث شده است (1).
 
هنوز نظیر دوران آغاز جامعه مدرن در توجیه جنگ عادلانه مثال آورده می شود که شما اگر مورد حمله یک جنایتکار با اسلحه قرار بگیرید آیا از خود دفاع نمی کنید و حتی مجاز نیستید او را بکشید؟ درست است که در موارد فردی یا جمعی این حق دفاع از خود در جوامع مدرن وجود دارد اما هدف تلاشهای نیروهای مترقی چه در درون جامعه و چه در رابطه با حملات خارجی تکیه بر گفتگو برای حل و فصل اختلافات است و نه تداوم جنگ تدافعی و انتقام جوئی. به همین علت در اکثر کشورهای متمدن جهان مجازات اعدام لغو شده است در صورتیکه کسی با کشتن بسیاری از همان مجرمین هنگام دفاع در لحظه حمله آنها مسأله ای ندارد.
 
در منطقه خاورمیانه ما با جنگی نظیر جنگهای 30 ساله اروپا روبرو هستیم (2).  برخی فعالین سیاسی با ارائه تحلیلهای نادرست از جنگ داخلی عراق درگیر کردن ایران در این جنگها را موجه جلوه می دهند و ورود نیروهای ایران به جنگ در عراق و سوریه را بعنوان راهی برای پیشگیری از حمله داعش به ایران یا حمایت از ایرانی تباران آن مناطق توجیه می کنند. آنچه اینجا منظور سخن است برخورد با خود مسأله جنگ است نه تحلیل روند رویدادها که بسیار بحث شده است (3).
 
اگر با دیدگاه "فراسوی جنگ" بنگریم، فرقی نمی کند که به جنگ اسرائیل و فلسطینیان نگاه می کنیم یا به جنگ کردها و داعش یا به حمله آمریکا به عراق در دوران بوش. اصل بحث این است که نیروهای مترقی باید فراسوی جنگ بروند و دنبال حل و فصل اختلافات از راه گفتگو باشند بجای آنکه در پی سمتگیری باشند و بخواهند با مشخص کردن جنگ عادلانه به جنگ افروزی بیشتر دامن بزنند. درست است هنگامیکه ایران مورد حمله عراق قرار گرفت حق داشت و به درستی از خود دفاع کرد همانظور که اگر فردی مورد حمله جنایتکاری قرار بگیرد باید از خود دفاع کند و دفاعش عادلانه است (4) اما این دلیل نمی شود که ادامه درگیری و جنگ با تعیین سمت عادلانه آن توجیه شود. هدف را باید حل و فصل اختلافات از طرق گفتگو قرار داد.
 
گفتگو با همه طرفهای جنگ لازم و پاسیفیست بودن نسبت به راه حل نظامی آن چیزی است که دستاورد سالهای پایانی جنگ سرد برای نیروهای مترقی بود. ایران را بعد از درگیری های فلسطین و سوریه و لبنان حالا به درگیری در عراق و کردستان تشویق نکنیم. باید در این دوران اینترنت به دیپلماسی شهروندی و گسترش آگاهی از طریق برنامه های خبری و تحلیلی بال و پر داد و نه به توپ و تانک. لازم است ابتکارهای مدنی را برای گفتگو با همه طرفهای جنگ، فراهم ساخت. حتی در مورد خطر جنگ ایران و اسرائیل نیز تنها راه پیشگیری نه تعیین سمت عادلانه جنگ و جنگ افروزی بیشتر از آن طریق، بلکه همین راه مذاکره و حل و فصل اختلافات بوده و هست (5).
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
نهم آبان ماه 1393
October 31, 2014
 
پانویس:
 
1. تشکیلات فراسوی جنگ
http://www.ghandchi.com/357-BeyondWar.htm

 
2. يادداشتی درباره جنگهای 30 ساله
http://www.ghandchi.com/809-thirty-years-war.htm
 
3. تحليلهای غلط از جنگ داخلی در عراق
http://www.ghandchi.com/810-civil-war-in-iraq.htm
 
4. ايران و بيدار انديشی
http://www.ghandchi.com/391-Awake.htm
 
5. خطر جنگ جمهوري اسلامي و اسرائيل .. و اينکه اپوزيسيون چه کار ميتواند بکند
http://www.ghandchi.com/465-IRI-IsraelWar.htm
 
 

A Critique of Iranian Opposition about War
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/827-opposition-war-english.htm


نقدی بر اپوزیسیون درباره جنگ
http://www.ghandchi.com/827-opposition-war.htm
 
Unfortunately Iranian opposition still views the problem of war like half a century ago basing its decisions about war on dividing the wars into "just" and "unjust." What progressive forces arrived at in the last years of the Cold War was to see the war as the heritage of the era of savagery. The view which humanity carried with itself from the jungles, i.e. "fight" or "flight" when faced with danger, was rejected and instead, conflict resolution through dialogue was pursued. The "Beyond War" organization in 1980's was formed based on this viewpoint which has been discussed in details (1).
 
Still similar to the start of modern society, examples are being mentioned by some people in the Iranian opposition, to justify just wars, saying that if you are attacked by a criminal with a weapon wouldn't you defend yourself and aren't you allowed to kill the attacker? It is true that in personal and collective cases the right of self-defense exists in modern society but the goal of the efforts of progressive forces inside the society, and with regards to foreign attacks, is to focus on dialogue to resolve the differences and not to continue defensive wars and revenge. This is why in most civilized countries capital punishment has been eliminated whereas nobody has a problem with killing those same criminals in self-defense at the time of attack.
 
In the Middle East, we are facing a war similar to Thirty Years' War of Europe (2). Some of the political activists offer incorrect analysis of the civil war in Iraq trying to justify getting Iran involved in these wars and present the entrance of Iran's forces in the war in Iraq and Syria as a way to prevent Daesh attack on Iran or to protect people of Iranian descent in those areas. The issue of discussion here is the approach to war itself, not the analysis of the events that has been discussed a lot (3).
 
If we look at the situation from a "Beyond War" perspective, it makes no difference whether we are looking at the Israeli-Palestinian fights or war of the Kurds and Daesh or the US attack on Iraq at time of Bush. The fundamentals of the discussion are the same that progressive forces need to go beyond war and pursue conflict resolution through dialogue instead of trying to take sides and want to determine the side of just war, to justify adding to the flames of war. It is true that Iran when attacked by Iraq, had every right and correctly defended itself similar to someone who is attacked by a criminal can defend herself/himself and the defense is just (4), but that is no reason to continue the fight and war and to justify it by defining the just side of the war. The goal should be to resolve the conflict through dialogue.
 
Dialogue with all sides of the war is needed and to be a pacifist towards the military solution is the achievement of progressive forces in the final years of the Cold War. Let's not encourage Iran to get involved in the war in Iraq and Kurdistan now after the involvement in conflicts in Palestine, Syria and Lebanon. In this era of the Internet, we must help the citizen diplomacy to grow by informing people and expanding programs of news and analysis and not adding to bullets and canons. It is necessary to encourage initiatives of civil society for dialogue with all sides of war.  Even regarding the danger of war between Iran and Israel the only preventive measure is not by defining the just side of the war and raising flames of war, rather negotiations for conflict resolution has been the way and will be the way moving forward (5).

Hoping for a democratic and secular futurist republic in Iran,

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
October 31, 2014
 
Footnotes:
 
 
2. A Note about Thirty Years' War
 
3. Wrong Analyses of Civil War in Iraq
http://www.ghandchi.com/810-civil-war-in-iraq-english.htm
 
4. Iran and Wakeful Reflection
http://www.ghandchi.com/391-AwakeEng.htm
 
5. Danger of IRI-Israel War .. and What Iranian Opposition Needs to Do
http://www.ghandchi.com/465-IRI-IsraelWarEng.htm
 
 
Selected Topics
 


متون برگزیده:
 
ایران#
#iran
iranscope@
ayandehnegar@
ghandchi@

پنجشنبه، آبان ۰۸، ۱۳۹۳

حزب آينده نگر ايران در راه مصدق


حزب آينده نگر ايران در راه مصدق
سام قندچی
سالهاست در مورد نياز به ايجاد حزب آينده نگر ايران بحث شده است (1).
 
حزب آينده نگر نظير هر حزب ديگری در جهان برای همه نخواهد بود.  اگر قرار بود همه مردم عضو يک حزب باشند که ديگر نيازی به وجود هيچ حزبی نبود. هر حزب سياسی برای گرفتن قدرت مبارزه می کند و اين رأی مردم است که در هر برهه زمانی کدام حزب را در رأس قوه مجريه قرار دهد يا که بيشترين نمايندگان چه حزبی را در قوه مقننه بنشاند. در نتيجه هر توصيه ای که در اينجا می شود نه تنها به معنی نفی بقيه احزاب نيست بلکه در ترغيب نيروهای ديگر سياسی به تحزب است. در واقع بسياری از نيروهای سياسی ايران نظير سلطنت طلبان يا اصلاح طلبان اسلامی سالهاست که احزاب خود نظير حزب مشروطه يا احزاب مشارکت و اعتماد ملی را دارند و آن احزاب نقش مثبتی در زندگی سياسی ايران در 30 سال گذشته، ايفا کرده اند.
 
اما چرا بنظر اين حقير آينده نگرهای ايران در راه مصدق می توانند به تأسيس حزب خود برسند؟ در اينجا می خواهم یکی از تحليلهای مورخان جبهه ملی را تکرار کنم که کل جنبش مليون ايران را، از صدر مشروطيت تا مصدق و نهضت ملی شدن نفت، به جنبشی نظير جنبش حقوق مدنی آمريکا تشبيه می کنند و مصدق را شخصيتی نظير مارتين لوترکينگ می بينند. از اين ديدگاه، مصدق چارچوبی را نمايندگی می کند که تکيه بر استقلال، آزادی و عدالت برای ايران دارد، هرچند آنها بقول مارتين لوترکينگ رؤيايی برای آينده باشند و نه آنچه امروز در دست است. در آمريکا نيز حزب دموکرات از دوران تأسيس خود در زمان جفرسون چيزی شبيه جنبش ملی بوده است و مضافاً آنکه نيروهايی که خود را ادامه راه جنبش حقوق مدنی مارتين لوترکينگ می دانند اکثراً در اين حزب فعال هستند و آن را امروز رنگين کمانی شبيه ايده آل جبهه ملی می بينند. آينده نگرهای آمريکايی نيز که اينگونه برخورد را می پسندند در حزب دموکرات آمريکا فعاليت می کنند. 
 
البته کسانی هم هستند که نظير نوت گينگريچ خود را آينده نگر می خوانند و در کمپ نئوکان ها هستند و در حزب جمهوريخواه آمريکا فعال هستند. کسی نميتواند به آقای گينگريچ بگويد خود را آينده نگر نخواند.  حتی يکی از مشهورترين آينده نگرهای جهان، آقای آلوين تافلر، هميشه حامی آقای گينگريچ در عرصه سياست بوده است.  در نتيجه اينکه جمعی در آمريکا با جنبش حقوق مدنی مارتين لوترکينگ سمت گيری کنند و در ايران با جبهه ملی مصدق، ابداً به اين معنی نيست که برای ديگران بخواهيم تعيين تکليف کنيم. حزب آينده نگری که مد نظر است حزبی نيست که بخواهد بقيه احزاب را تعطيل کند، بلکه بالعکس حزبی است که نه تنها از وجود ديگر احزاب استقبال می کند بلکه هرگاه آن احزاب رأی مردم را کسب کنند، به آن رأی احترام گذاشته و از حاکميت آن احزاب پيروی خواهد کرد.
 
مطمئناً چنين حزب آينده نگری با هر مسأله ای نظير برخورد با جنگ يا فدراليسم قومی، تکه تکه نخواهد شد چون در اين موارد مواضع روشنی دارد، با اينحال ممکن است بعدها مسائلی بوجود آيد که قبلاً جنبش ملی با آن روبرو نبوده و در نتيجه بستگی به پاسخی که در آينده به آن نوع بحث ها داده شود، در حزب می تواند انشعاب شود، اما تا آنجا که به مسائل صد سال اخير و آينده نزديک قابل پيش بينی مربوط می شود، بيشتر بحث ها انجام شده و مواضع روشن است (2).
 
تجارب رهبران و اعضاء احزاب و سازمانهای موجود جبهه ملی در عرصه تشکيلاتی از اکثر آينده نگرها بيشتر است و بهره بردن از آن تجربه، مهمترين سرمايه سازماندهی است که برای تشکيل حزب آينده نگر مفيد خواهد افتاد و با فشردن دست آن دوستان است که چنين تلاشی می تواند به ثمر رسد. آن دوستان با تجربه می توانند به جمع های آينده نگر که محافلی کوچک هستند برای فعاليت در تشکيلاتهای بزرگتر حزبی راهکار نشان دهند.
 
به امید جمهوری آینده نگر  دموکراتیک و سکولار در ایران،
سام قندچی، ناشر و سردبیر
ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
سی و يکم فروردين ماه 1391
April 19, 2012
پانويس:
1. پلاتفرم حزب آينده نگر
2. ايران آينده نگر

ایرانسکوپ#
#iranscope