پنجشنبه، آبان ۰۱، ۱۳۹۳

یادداشتی درباره آغاز زمان هاوکینگ A Note about Hawking's Beginning of Time

یادداشتی درباره آغاز زمان هاوکینگ
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/824-hawking-time.htm
A Note about Hawking's Beginning of Time
مدتهاست ما دورترین نقطه جهان را در فاصله حدود 14 میلیارد سال نوری از خود تصور می کنیم. و همه حرفها درباره بیگ بنگ و آن نقطه بعنوان آغاز زمان و مکان، يعنی جهان ما! استیون هاوکینگ در یکی از دوره های فکری خود در کتاب "تاریخ مختصر زمان" می نویسد این پرسش که قبل از آن زمان چه بوده، نظیر آن است که بپرسیم شمالِ قطب شمال چیست، چرا که از نظر او این نقطه آغاز خود زمان است.
شاید به این دلیل نتوانسته ایم فراسوی آن نقطه را ببینیم که آن نقطه در زمان و مکان، افق ما است. منظورم این است که هزاران سال مردم نقطه افق را هنگام دیدن کشتی در راه دور در دریا می دیدند، اما به دلیل دیدگاه ماقبل کپرنیکی خود از زمین، تشخیص نمی دادند که نقطه افق پایان زمین "صاف" نیست و کشتی نمیافتد و ملاحظات آنها فقط به این معنی است که زمین صاف نیست و کروی است.
شاید امروز نیز با رویداد مشابهی در مورد جهان و جائی که ما در آن قرار داریم، روبرو هستیم. منظور اینکه برای آنکه قادر باشیم جهان را از نقطه ای مورد مشاهده قرار دهیم که تغییر قابل توجهی در افق ما نشان دهد، بایستی فواصلی را در فضا طی کنیم که با توانهای کنونی سفرهای فضائی تا مدتهای مدید امکانپذیر نیست یا باید با موجوداتی فضائی ارتباط برقرار کنیم که به اندازه کافی از ما دور باشند تا تفاوت عمده در افق شان نسبت به نقطه ای که ما قرار داریم، وجود داشته باشد.
اگر آنچه گفته شد درست باشد، همه آنچه در مورد آغاز زمان و مکان حدود 14 میلیارد سال پیش گفته می شود، ممکن است فقط به دلیل نوعی دیدگاه ماقبل کپرنیکی خود ما از جهان باشد. در نتیجه باور به دیدگاه مولتی ورس (چند جهانی) به این معنی نخواهد بود که جهان های دیگر، فراسوی زمان و مکان هستند، و بطور ساده معنایش این است که آنها تنها فراسوی افق ما قرار دارند.

سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
اول آبان ماه 1393
October 23, 2014
 
متون برگزیده:
A Note about Hawking's Beginning of Time
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/824-hawking-time-english.htm


یادداشتی درباره آغاز زمان هاوکینگ
http://www.ghandchi.com/824-hawking-time.htm
For a longtime, we have been seeing the farthest point of the universe to be around 14 billon light years away from us. And all the talk about Big Bang and that point being the beginning of time and space, i.e. our universe! Stephen Hawking in a past phase in his "A Brief History of Time" used to say that to ask what was before that time is like asking what is North of the North Pole because he considered that point to be the beginning of time itself.

What if the reason we have not been able to see anything beyond that point is because that point of time and space is our horizon. I mean for millennia people saw the point of horizon on Earth whenever they looked at a ship in a distance in the sea but because of their pre-Copernican view of the Earth, did not realize that the point of horizon was not the end of the "flat" Earth and no ship would fall, and their observation only meant the Earth is not flat and is a sphere.

Maybe this is somewhat a similar situation about the universe and where we are. I mean, to be able to observe the universe from a point which would have a significant change of horizon for us, we would need to travel distances that will not be possible for our space travel capabilities for a very long time or we would need to communicate with some ET that would be far enough to have a significant different point of horizon from where we are located in the universe.
If the above is true, then all the talk about beginning of time and space around 14 billion years ago may just be because of our own kind of so-called pre-Copernican view of our universe. And thus believing in multiverse would not mean that other universes would be, beyond time and space, and would simply mean that they are beyond our horizon.

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
October 23, 2014
 
Selected Topics

ایران#
#iran
iranscope@
ayandehnegar@
ghandchi@

دوشنبه، مهر ۲۸، ۱۳۹۳

عربستان اشتباه شاه را مرتکب می شود Saudi Committing Shah's Mistake

عربستان اشتباه شاه را مرتکب می شود
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/823-saudi-shah.htm
Saudi Committing Shah's Mistake
اشتباه اصلی شاه در مورد مخالفانش کمک به نیروهای اسلامی محبوب خود نظیر گروه دکتر علی شریعتی بود که ساواک بی خطر می پنداشت، جهت خنثی کردن نیروهای اپوزیسیونی که از دید آنها هستی رژیم شاه را مورد تهدید قرار می دادند، اینهمه بجای آنکه با قبول دموکراسی، با همه گروه های اپوزیسیون، مطلوب و نامطلوب، بطور منطقی کار کنند. و به اینگونه رژیم شاه بالاخره توسط همین گروه های به اصطلاح بی خطر سرنگون شد.
عربستان سعودی مشابه همین کار را انجام می دهد. سالها پیش برای مقابله با شیعیان در منطقه که دشمن تلقی می شدند، آنها به رشد گروه اسلامی محبوب خود طالبان در پاکستان یاری رساندند. همچنین برای دفع شوروی و کمونیستها در منطقه که دشمن می پنداشتند، به رشد القاعده در افغانستان کمک کردند. و نه تنها از صدام حسین در جنگ عراق علیه ایران حمایت کردند، بلکه پس از جنایت هولناک حمله القاعده به مرکز تجارت نیویورک در سال 2001، عربستان گروه های اسلامی دیگر تازه محبوب شده خود را برای هدف مقابله با القاعده تقویت کرد. داعش نتیجه چنین استرانژی است. امروز عربستان دوباره مشغول انجام همین کار است وقتی که به شکل گیری و رشد گروه اسلامی محبوب تازه ای با وظيفه جنگ در سوریه و آموزش در عربستان برای مقابله با داعش مشغول است. این هم دوباره همان استراتژی قدیمی سعودی است.
آنچه عربستان سعودی می تواند از تجربه شاه بیاموزد آغاز کردن دموکراسی در آن کشور و تلاش برای کار با همه گروه های اپوزیسیون، مطلوب و نامطلوب،  سنی، شیعه و سکولار است، بجای آنکه همان اشتباه قدیمی همیشگی را دوباره تکرار کند. چند بار باید که هیولای فرانکنشتاین را خلق کرد و از این تجربه نیاموخت.

 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک، و سکولار در ایران

سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
بیست و هشتم مهرماه 1393
October 20, 2014

Saudi Committing Shah's Mistake
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/823-saudi-shah-english.htm


عربستان اشتباه شاه را مرتکب می شود
http://www.ghandchi.com/823-saudi-shah.htm
Shah's main mistake about his opponents was to help the growth of some favored Islamist forces like Dr. Ali Shariati's group, which Savak considered benign, to counter the other opposition forces that were perceived as detrimental to Shah's regime, rather than working with all opposition groups, favored or not favored, in a logical way, by accepting democracy in Iran, and this is how Shah's regime was finally overthrown by these same so-called benign groups.
Saudi Arabia has been doing the same thing. Years ago to counter Shiites in the region, that they perceived as enemy, they helped the growth of a favored Islamist group called Taliban in Pakistan. Also to counter the Soviets and Communists in the region, which they perceived as enemy, they helped the growth of Al-Qaeda in Afghanistan. And not only they supported Saddam Hossein in the Iraq's war against Iran, but after Al-Qaeda heinous WTC attack in New York in 2001, Saudi started to help the growth of other newly favored Islamist groups to counter Al-Qaeda. ISIS is the result of such strategy. Today, Saudi is again doing the same thing trying to help the formation and growth of a new favored Islamist group tasked with war in Syria and trained in Saudi Arabia to counter ISIS. This is again the same old strategy of Saudi.
What Saudi Arabia can learn from the experience of the Shah is to start ushering in a democracy in that country and try to work with all opposition groups, favored and not favored, Sunni, Shia and secular, rather than repeating the same old mistake over and over again. How many times one should create a Frankenstein's monster and not learn from the experience.
Hoping for a democratic and secular futurist republic in Iran,

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
October 20, 2014
 

ایران#
#iran
iranscope@
ayandehnegar@
ghandchi@

یکشنبه، مهر ۲۷، ۱۳۹۳

دوستان عزیز Dear Friends

http://goo.gl/496M25
دوستان عزیز، متأسفانه چون این صفحه فنپيج است قادر به دیدن مطالب صفحات فیس بوکی شما نیستم. اگر مطلبی دارید، لطفا درج کنید یا کامنت بگذارید و با به آدرس ایمیل ایرانسکوپ ارسال کنید.
http://www.iranscope.com

http://goo.gl/KOiO0j
For IranscopeEnglish please click below
http://facebook.com/iranscope
Dear Friends, Unfortunately since this is a fan page, I cannot see the feeds from your Facebook pages. If you have any materials, please either submit here or post a comment or email it to Iranscope's email address.

پنجشنبه، مهر ۲۴، ۱۳۹۳

آینده نگری و نه آینده گرایی Futurist Outlook and not Future'ism

آینده نگری و نه آینده گرایی
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/822-futurist-outlook.htm
 
Futurist Outlook and not Future'ism
 
در نیم قرن اخیر بحث های مفصلی در مورد تکامل آینده نگری مدرن صورت گرفته است. (1)
 
به رغم همه این بحثها بسیاری برداشت غلطی از آینده نگری دارند. هفت سال پیش در نوشتاری تحت عنوان "آینده نگری چیست" که به فارسی منتشر شد، آمده: "برخی فکر میکنند آینده نگر بودن یعنی آینده معینی را از زاویه نظری برگزیدن، از زاویه تحلیلی گرایش بسوی آنرا دیدن، و از زاویه عملی هم در شکل دادن آن مشارکت کردن. اگر معنای آینده نگر بودن چنین بود، دیگر میبایست همه سوسیالیستها و کمونیستها در 200 سال گذشته را آینده نگر تلقی میکردیم." (2)
 
متأسفانه در زبان انگلیسی واژه فیوچریسم می تواند برداشت غلطی را که در نوشتار "آینده نگری چیست" مورد نقد قرار گرفته، تداعی کند.
 
خوشبختانه در زبان فارسی آینده نگرها واژه "آینده نگر" را پذیرفته اند و از واژه "آینده گرا" پرهیز کرده اند. واژه آینده نگر به روشنی داشتن توجه به آینده را در نگرش ما نشان می دهد و ابدا درکی نمی دهد که گویی آینده ای مشخص مدنظر است که ما خود را به آن متعلق دانسته و در پی رسیدن به آن هستیم.
 
در واقع این امر فقط اختلاف زبانی نیست و تفاوت اساسی میان اتوپیسم و آینده نگری مدرن است. به همین دلیل نیز آینده نگری را می بایست در برخورد تحلیلی، نظری و مشارکتی به مسائل گوناگون در عرصه های مختلف شناخت و نه آنکه فقط در موضوعات تکنیکی در مورد مبحث آینده نگری جستجو کرد. (3)
 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک، و سکولار در ایران

سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
بیست و چهارم مهرماه 1393
October 16, 2014
 

 پانویس:
 
1.  آینده نگری مدرن
 
2. آينده نگري چيست؟
 
3. مباحث سينگولاريته با کامنت های کورزويل
http://www.ghandchi.com/900-singularity-kurzweil.htm

 



Futurist Outlook and not Future'ism
Sam Ghandchi
http://www.ghandchi.com/822-futurist-outlook-english.htm


آینده نگری و نه آینده گرایی
http://www.ghandchi.com/822-futurist-outlook.htm
 
In the last half century, there have been extensive discussions about the development of Modern Futurism. (1)
 
Despite all these discussions there is an erroneous understanding about futurism as a "Future'ism." Seven years ago in a paper in Persian entitled "What is Futurism?", I discussed that "Some people think to be a futurist means to choose a specific future as a vision, and to move towards it from an analytic angle and to participate in forming it from a practical standpoint. If this was the meaning of being a futurist, then all socialists and communists of the last 200 years should be considered futurists." (2)
 
Unfortunately in English language the word "futurist" can imply the above erroneous understanding which was criticized in the paper "what is Futurism?"
 
Fortunately in Persian language, the futurists have accepted the term "ayandehnegar" which means having a "future-oriented outlook" and thus avoided the term "ayandehgaraa" meaning "future'ism." The word "ayandehnegar" clearly shows that we have future in view in our outlook and definitely it does not mean that we have a certain future in mind to which to feel a belonging to strive to reach.
 
In fact, the issue is not just a difference of language and it constitutes the essential difference of Utopianism and Modern Futurism. This is also why Futurism should be sought in an analytical, visionary and participatory approach towards issues in various topics and not be limited to technical subjects of future studies (3).
 
Hoping for a democratic and secular futurist republic in Iran,

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
October 16, 2014

Footnotes:

1. Modern Futurism
 
2. آينده نگري چيست؟
 
3. Singularity Topics with Kurzweil's Comments
http://www.ghandchi.com/900-singularity-kurzweil-eng.htm



ایران#
#iran
iranscope@
ayandehnegar@
ghandchi@

پنجشنبه، مهر ۱۷، ۱۳۹۳

خاورمیانه در دام اتوپیسم Middle East Trapped in Utopianism

خاورمیانه در دام اتوپیسم
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/821-middle-east-utopianism.htm
متن انگليسي English Text
دانيل بل در کتاب پايان ايدئولوژي از همان تجربه استالينيسم به اين نتيجه رسيد که با پايان قرن بيستم، عصر ايدئولوژی که در قرن نوزدهم در اوج خود بود به پايان ميرسد و فضا برای تفکراتِ محدود تر، باز میشود. اين پيش بينی دانيل بل در 1960 بود که درست از آب در نيامد و جنبش های عمومی تری نظير مائوئيسم، فمينيسم، جنبش ضد جنگ و جریانات فراگير ديگری در دهه های 60 و بعد از آن، پديد آمدند (1).
با اینحال نیم قرن بعد ما شاهدیم که نه تنها مائوئیسم در چین فراموش شده است بلکه به سختی بتوان اثری از آن در نقاط دیگر جهان پیدا کرد و کشورهای شرق آسیا کانون توجهشان جملگی بر پیشرفت اقتصادی  است. همین واقعیت را در مورد اتوپی کمونیسم در امریکای لاتین می توان گفت که هیچیک ار احزاب سوسیالیست در آمریکای مرکزی و جنوبی کاری با نوشداروی اتوپیسم ندارند. روسیه و کشورهای اروپایی بلوک شرق پیشین نیز دنبال رؤیاهای اتوپیستی نیستند. بنظر می رسد تنها بخش جهان که هنوز به دنبال اتوپی می گردد خاورمیانه است و با سقوط اتوپی های سکولار مائوئیستی، کاستریستی، بعثی و پان عربی، اتوپی تازه اسلامگرائی به اشکال مختلف اختراع شده است.
در ایران، جائی که انقلاب اسلامی در پایان قرن بیستم به وقوع پیوست (2)، در زندگی واقعی، اتوپی جای خود را بیش از پیش به پراگماتیسم می دهد، و گروههای مختلف افراطی تحت کنترل دولت قرار دارند. اما در نقاط دیگر خاورمیانه، اتوپیسم تازه، جذرومد خود را داشته است و رهبری آن را طالبان، القاعده و اکنون خلافت اسلامی، به دست گرفته اند.
آرزو برای آرمانشهر به مخالفان رژیم های دیکتاتوری آرامش می دهد هنگامیکه لازم نیست نگران بازنشستگی در دوران پیری، بیمه عمر برای بازماندگان، درآمد و دیگر مسؤلیت های فردی خود باشند با این امید که در سیستم ایده آلی که قرار است جایگزین رژیم موجود شود، همه این مسائل برطرف خواهد شد. اما واقعیت سخت جوامع مابعد انقلابی در قرون نوزدهم و بیستم، بارها ثابت کرده است که این تفکر خوش خیالانه ضمانتی ندارد و می شود دلشکستگی ها را در نوشته های بیشمار آنهائی دید که در انقلابها جان خود را از دست ندادند و زنده ماندند و دیدند که این قولهای اتوپیسم بی پایه است. اما همه این واقعیات، بنیادگرایان مذهبی را از دادن وعده های بهشت در آسمان و زمین باز نمی دارد (3).
درست است که حتی سکولارهای خاورمیانه هنوز با ديدگاههای اتوپيستی سر در گریبانند (4). اما مسأله اصلی در خاورمیانه پاسخ اسلامگرایان به آرزوی آرمانشهرخواهی در این دوران پایان اتوپی های سکولار نظیر مائوئیسم است. گروههای اسلامگرا به پيروان خود وعده می دهند که نه تنها با شهید شدن در آخرت  پاداش گیرند بلکه خانواده و دوستانشان در سرزمین شیرو عسل زندگی کنند، بنابراین دلیلی برای نگرانی در مورد خود و خانواده در پیری، معضلات درمانی و تأمین معاش بازماندگان نیست. به همین دلیل چالش این گروهها در مورد تفکرشان است و تنها تکیه بر حملات نظامی ممکن است که راه حل وضعیت کنونی خاورمیانه نباشد.

 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک، و سکولار در ایران

سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
هفدهم مهرماه 1393
October 9, 2014
 

 پانویس:
1.  چرا سکولاريسم در نيمی از جهان شکست خورد

2. ايران آينده نگر: آينده نگري در برابر تروريسم
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm

3. وعده بنياد گرائی مذهبی: بهشت هم در زمين و هم در آسمان

4. مشکل اصلی سکولارهای ایران
 

Daniel Bell in his End of Ideology in 1960, concluding from Stalinism, thought the time of ideologies which were at their zenith in 19th Century is over, and predicted parochial currents of thought after that. But his prediction failed and we witnessed comprehensive ideologies again in 60′s and beyond including Maoism, feminism, antiwar currents, etc. (1)
Nonetheless a half century later, we see that the utopianism of Maoism not only is forgotten in China but it hardly exists anywhere else in the world and East Asian countries are all focused on economic development. Same is true of Communist Utopia in Latin America and none of the socialist parties in Central and South America has anything to do with Utopian panacea. Russia and former European Eastern Bloc countries do not chase any Utopian dreams. It seems like the only part of the world that still cares for Utopia is Middle East and with the fall of last secular Utopias of Maoism, Castroism, Ba'athism and Pan-Arabism, a new Utopia of Islamism has been invented in various forms. 
In Iran, where the main Islamic Revolution happened at the end of 20th Century (2), in real life, the Utopia is being replaced more and more with pragmatism, and the various extremist groups are under control of the state. But elsewhere in the Middle East, new Utopianism has had its ebb and flow with Taliban, Al-Qaeda and now IS spearheading the crusade.
The desire for Utopia is a solace especially for the opponents of dictatorial regimes when one would not need to worry about retirement for old age, life insurance for survivors, income and other personal responsibilities hoping that when the ideal system replaces the existing regime, all will be taken care of. But the harsh reality of all post-revolutionary societies in 19th and 20th centuries, time and again, proved that such wishful thinking is unwarranted and one can read about it, in all kinds of disappointments of those who did not die in the revolutions, and lived to see how those utopian promises were unfounded. But all this does not stop the religious fundamentalists from promising paradise on Heaven and Earth (3).
True that even the seculars in the Middle East still are struggling with the Utopian perspectives of life (4). But the real issue in the Middle East is the response of Islamists to this desire for Utopia at the time of end of secular Utopias such as Maoism. These Islamist groups promise their followers that not only they will be rewarded in eternity by martyrdom but their family and friends will be living in the land of milk and honey, thus no need to worry about the hardships of supporting families in the old age, health issues, well being of survivors, etc. This is why any challenge to these groups is about their thinking and just military attacks may not be the solution to the current situation in the Middle East.

Sam Ghandchi, Editor/Publisher
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com
http://www.iranscope.com
October 9, 2014

Footnotes:

1. Why Secularism Failed in Half of the World
2. FUTURIST IRAN: Futurism vs Terrorism
3. وعده بنياد گرائی مذهبی: بهشت هم در زمين و هم در آسمان
4. مشکل اصلی سکولارهای ایران

ایران#
#iran
iranscope@
ayandehnegar@
ghandchi@