جمعه، تیر ۱۹، ۱۳۸۸

خارج برای جنبش داخل چه کار ميتواند بکند


خارج برای جنبش داخل چه کار ميتواند بکند
سام قندچی


بنظرمن جنبش طرفداران دموکراسي در ايران دير يا زود بسوي اعتصاب عمومي خواهد رفت. ابداً در اينجا منظورم توصيه اعتصاب عمومي نيست و فقط ارزيابي خود از روندهايي که به نظرم ميرسد را در اينجا به رشته تحرير در مياورم وگرنه دادن رهنمودهايی نظير آغاز کردن اعتصاب عمومی يا توصيه کردن اعتصاب به کارگران شرکت نفت را، يا کساني که در ايران دست در آتش دارند و يا آنها که هرچند در خارج باشند ولي واقعاً در رهبري مبارزات درون کشور نقش مستقيم دارند بايد اعلام کنند و من خود را جزء هيچکدام از آن دو دسته به حساب نمياورم. حتي زمان انتخابات هم فقط نوشتم خود شرکت در پروسه انتخابات را درست و خود به هيچيک از چهار کانديدا رأی نميدهم اما هيچگاه ننوشتم که مردم شما رأي بدهيد يا ندهيد (1).

دادن چنان رهنمودها، حتي به ايرانيان مقيم خارج، وظيفه احزاب و رهبران آنها و کسانيست که براي خود چنان جايگاهي در ميان مردم چه در داخل چه در خارج قائل باشند، که من براي خود قائل نيستم. فقط بعنوان يک تحليلگر آينده نگر آنچه به نظرم ميرسد را مينويسم و فقط ميتوانم اميداوار باشم که بتواند براي کنشگران سياسي و مدني ايران ارزشي داشته باشد. به هر حال با اين مقدمه اجازه دهيد به موضوع بحث بپردازم.

درباره موضوع پيگرد جنايات عليه بشريت پيشتر نوشتم و نامه آقاي دکتر محمد پروين از گروه حقوق بشري مهر را هم ذکر کردم و با اينکه از موضوعات بسيار مهم براي جنبش ايرانيان مقيم خارج است، در اينجا به آن نميپردازم، و شما را به نوشتار پيشينم رجوع ميدهم (2).

اينجا موضوع مد نظرم اين است که خارج براي کمک به اعتصابيون و تظاهرکنندگان در ايران چه کار معيني ميتواند انجام دهد. در واقع فراخواني براي اعتصاب عمومي آخرين کاري است که انتظارش از خارج است. همچنين جلب پشتيباني دولت هاي خارجي از تحول در ايران در دوران جنبش دموکراسي خواهي در جهان که رژيم ايران خيلي دوست دارد از آن بعنوان انقلاب هاي مخملي حرف بزند، برعکس دوران انقلاب 57؛ کار دشواري نيست. اما قادر بودن به حمايت روزانه از مردم اعتصابي برعکس ان سالها کار دشواري است و خيلي علي السويه فرض ميشود. چرا؟

همه اعتصاب عمومي سال 57 و بويژه اعتصاب کارگران شرکت نفت را بخاطر دارند ولي کمتر درباره موضوع بسيار مرتبط با آن در سالهاي پيش از آن يعني پانزده سال قبل از آن کسي حرف ميزند، فعاليتهاي اسلامگرايان که در واقع حمايت از خانواده هاي کارگران اعتصابي را در سالهاي 57 ميسر ساخت. بخاطر دارم که هنوز يکي دو سالي از 15 خرداد 1342 نگذشته بود و بيش از 14 سال نداشتم ولي هواداران خميني در ايران را ميديدم که فعاليت هاي مختلفي از جمله کمک به خانواده هاي بي سرپرست و صندوق هاي قرض الحسنه را در تهران و شهرستانها از طريق مهديه ها و جلسات قران بوجود آورده بودند.

يادم هست همان سازمان دهندگان قرض الحسنه ها و انجمن هاي کمک به خانواده هاي بي سرپرست نه تنها قبل از تبعيد خميني به عراق در سه راه ضرابخانه در سال 1342 به ديدن وي ميشتافتند بلکه در سالهاي بعد به نجف به ديدار خميني ميرفتند و براي او خمس و زکات خود و دوستانشان را ميبردند. در واقع جنبش خميني به اينگونه تأمين مالي ميشد و در نتيجه پانزده سال بعد وقتي اعتصاب سراسري آغاز شد، و مخارج خانواده کارگران که برايشان فشار مالي اعتصاب سخت ترين است اينگونه تأمين ميشد چرا که کارگر ثروتي ندارد و نميتوانند بدون حقوق مدت زيادي دوام آورد. اگر رهبري جنبش نتواند حتي مخارج خانواده پنج کارگر اعتصابي را تأمين کند چگونه ميتواند به آنها رهنمود اعتصاب بدهد. بويژه بايد گفت که در رژيم جمهوري اسلامي کنترل روي خمس و زکات هم آنقدر زياد شده است که حتي روحانيون مخالف رژيم هم چندان امکانات مالي ندارند و اساساً بايد دنبال راه هاي جنبش هاي سکولار براي تأمين مالي خانواده هاي تظاهر کنندگان زنداني و اعتصابيون بود.

اينجا است که خارج کشور ميتواند مفيد باشد. مثلاً هنرمندان در خارج ميتوانند کنسرتهائي براي جمع آوري پول براي خانواده هاي زندانياني که بعد از تظاهرات هاي اخير به زندان افتاده اند برگزار کنند و همچنين براي خانواده هاي اعتصابيوني که به نظر من بزودي شاهد شروع آن خواهيم بود، پول جمع کنند. همچنين خوب است با سازمان هاي کار يا سازمانهاي حقوق بشري يا خيريه تماس برقرار کرد و از طريق ان سازمانهاي حرفه اي بين المللي اينگونه کمک ها را به خانواده هاي تظاهر کنندگان و اعتصابيون که نيازمند هستند رساند.

ايجاد چنين شبکه اي تنها راه امکان پذير کردن اعتصابها و تظاهراتهاي طولاني در ايران است. در واقع در اين سالها کسانيکه فعاليت ميکرده اند خيلي به سختي توانسته اند به فعاليت ادامه دهند و بسياري خانواده ها به دليل اين فشارها خرد شدند. ولي اکنون با تظاهراتهاي گسترده و اعتصابهاي بيشتر و بيشتر که به اعتصاب عمومي برسد ديگر هر چقدر هم همه فداکاري کنند آن روشهاي پيشين که براي يک جريان محدود قابل استفاده است نميتواند براي حرکت هاي کلان به کار رود و مؤثر باشد و به همين خاطر جمع آوري کمک هاي مالي بويژه در خارج از طريق کنسرتها و برنامه هاي ديگر حائز اهميت ميشود. يک نکته ديگر هم انکه بخاطر بحران اقتصادي کنوني در جهان و بيکاري در غرب جمع آوري کمک مالي براي ايران بدون چنين ابتکارهائي تقريباً غير ممکن است.


به اميد جمهوري آينده نگر فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران،

سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.iranscope.com
19 تير 1388
July 10, 2009


پانويس ها:

1. http://tinyurl.com/qk5lwk
2. http://tinyurl.com/n35rdf