سه‌شنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۹۲

سخنی با فعالين اپوزيسيون در مورد رأی دادن

سخنی با فعالين اپوزيسيون در مورد رأی دادن
 
روز گذشته مدير يکی از تلويزيونهای برون مرزی در لوس آنجلس در برنامه تلويزيونی اش می گفت همه شکست های جنبش مردم در اين 30 و اندی سال بخاطر وجود کسانی است که در وسط قرار دارند و نتيجه می گرفت که يا بايد با جمهوری اسلامی بود و يا ضد آن. اين حرف ايشان مرا به ياد دوران جنگ آمريکا و عراق انداخت که در آمريکا برخی محافظه کاران هنگاميکه فرانسه با آن جنگ مخالفت کرد می گفتند فقط دو موضع قابل قبول است يا با ما يا عليه ما و چون فرانسه موضعش را عوض نکرد آنها اصطلاح سيب زمينی فرانسوی را که در آمريکا برای اشاره به سيب زمينی سرخ کرده بکار می رود می خواستند عوض کنند. به هر حال از مدير آن تلويزيون لوس آنجلس انتظار ديگری نداشتم و يادم نيست بالاخره گفت با اين وسطی ها چه بايد کرد. اما امروز در يکی از تلويزيونهای فارسی بازپخش مصاحبه ای بود با يکی از فعالين قديمی اپوزيسيون دموکراتيک و آن فرد در پايان مصاحبه اش گفت رأی دادن در اين انتخابات خيانت به جنبش دموکراسی خواهی است! جالب است که اين فرد خود زمانی شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی را تجويز می کرد اما بحثم اينجا شخصی نيست و مسأله اصول کار مد نظرم است. هميشه رأی و دموکراسی مفاهيمی مرتبط هستند و شايسته است ببينيم آيا چنين ادعايی درست است؟
 
در سرتاسر جمهوری اسلامی تعيين ولی فقيه انتخابی نيست. تعيين رييس قوه قضاييه و مقامات قضايی کشوری و استانی همه انتصابی هستند. همه مقامات استانی قوه مجريه نيز انتصابی هستند و اصلا مجلس های استانی نداريم که انتخاباتی داشته باشند. فقط رييس قوه مجريه يعنی رييس جمهور کشور انتخابی است و نمايندگان مجلس. و همه می دانيم که همين اندازه انتخاب هم برای نظام چقدر ثقيل بوده و شورای نگهبان که خودش انتصابی است در انتخابات اين دو قوه نقش اصلی را با استفاده از نظارت استصوابی و اهرم های ديگر ايفا می کند. حالا همين يک ذره انتخابی را هم که در کشور برای مردم وجود دارد عده ای می گويند مردم نبايد از آن استفاده کنند. دليلشان هم اين است که رژيم در شمارش آراء تقلب می کند و همچنين رژيم می خواهد در دنيا با استفاده از نشان دادن شرکت مردم برای خود مشروعيت بخرد. اصلا فرض کنيم همه اين حرفها درست است و فرض کنيم روش درست در برخورد به اين رژيم تحريم همه انتخاباتها است. اما يک نفر می خواهد به هر دليلی برود و رأی دهد. اصلاً می خواهد برود به اصولگراها رأی دهد. به کسی چه. بويژه اگر شما ادعای فعال جنبش دموکراسی خواهی بودن را داريد وظيفه نخست شما دفاع از حق مردم برای انتخاب مستقل است و نه آنکه هرکس با گزينه شما موافقت نکرد او را خائن به جنبش دموکراسی خواهی بناميد. اگر رفته بود و جان و مال کشور را به بيگانه داده بود لقب خائن معنی داشت. اما استفاده از حق رأی ولو آنکه به دليل فريبکاری دولت باشد کسی را خائن نمی کند.
 
دوستی می گفت: در مورد آزادی انتخاب این نکته اهمیت دارد که اصلاح طلب ها به مردم دروغ می گویند و گول می زنند. مردم ما امکان انتخاب ندارند. می افتند دنبال جریان سازی ها. این غیر از انتخاب آزاد است. دستگاه تبلیغی غرب مردم ایران را بازی میدهد.
 
بازهم فرض کنيم همه حرفهای اين دوست درست باشد. حداکثر حق فعالين سياسی معتقد به چنين نظری اين است که خودشان رأی ندهند و در مورد اصلاح طلبان هم افشاگری کنند اما حق ندارند به مردم بخاطر رأی دادن توهين کنند. هرکسی اختيار دارد که رأی بدهد يا ندهد و اگر هم رأی داد به کانديدايی که کس ديگری دوست ندارد رأی دهد يا ندهد. در شوروی سابق می گفتند غرب می خواهد مردم را گول بزند و به همين علت اجازه خارج رفتن به مردم روسيه را نمی دادند. آزادی يعنی اگر کسی می خواهد گول بخورد حقش است. گروه های سياسی می توانند نظرشان را تبليغ کنند. مضحک است که خود گروههای سياسی ما از نداشتن آزادی فغانشان بر آسمان است و با اينحال هنوز خود قدرتی نداشته می خواهند آزادی ديگران را سد کنند. اشتباه نکنيم اگر کسی واقعا می خواهد دزدی کند يا به کشور خيانت کند و مثلا آثار باستانی را ببرد بفروشد مسأله فرق دارد.
 
رأی دادن برای رييس قوه مجريه و مجلس از اولين حقوق دموکراتيک مردم است که اولی در جمهوری اسلامی ممکن و دومی هم در رژيم شاه و هم در جمهوری اسلامی ممکن بود. حالا يک سازمان سياسی به دليل نبودن آزادی احزاب يا هزار دليل ديگر ممکن است بخواهد هر انتخاباتی را تحريم کند و اين کار هيج اشکالی ندارد و حق دموکراتيک آن حزب و طرفدارانش است و هيچ اشکالی هم ندارد که برای موضع خود تبليغ کند اما توهين و تهديد مخالفان موضع خود، کاری بس نکوهيده است که متأسفانه در انتخابات 1392 ايران هر روز دارد ابعاد گسترده تری پيدا می کند و ميرود که از بخشی از اپوزيسيون دموکراسی خواه نيرويی زورگو بسازد.
 
وقتی حتی افرادی با سوابق طولانی مبارزاتی در مقابل اين حملات توهين آميز شخصی راحت نيستند ببينيد مردم عادی چگونه احساس می کنند و از اين اپوزيسيون دموکراسی خواه چه برداشتی خواهند کرد. اجازه دهيد هر گروه و سازمان و فردی نظر خود را اشاعه دهد اما مردم را آزاد بگذاريد که در همين حد بسيار کم انتخاب اقلا خودشان تصميم بگيرند چه کار می خواهند بکنند.
 
سام قندچی، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.iranscope.com
بيست و دوم خرداد ماه 1392
June 12, 2013

ghandchi#
ayandehnegar#